برچسب:
نویسنده: آرمان اکبری
پزشک مرکز طرق این بار آبله مرغون گرفته و یه هفته رفته خونشون...دوباره مسئول گسترش ساعت ۷ ونیم بهم زنگ زده: دکتر امروز میری طرق؟همیشه اینجوریه که تا لحظه آخر نمیدونی امروز باید کجا به مردم خدمت کنی!به کجا میروم آخر ننمایی وطنم!گفتم : تا ظهره دیگه ؟ چاره ی دیگه ای که نیست!البته هست ولی حوصله ای نیست! خیلی هم فرقی برام نمیکرد.مرکز طرق انصافا برعکس ابیانه مرکز شلوغی بود...و کیس های سرماخوردگی و گلودرد و ... زیاد بودن.یکیش یه خانوم مسنی بود که میگفت گوشم درد میکنه.آموکسی کلاو هم دو تا خوردم ولی فایده ای نداشته..اومدم یه پنادور بزنم!گفتم:حالا بذارید یه معاینه اتون بکنم شاید چیز دیگه ای احتیاج باشه..- نه هر کسی بدنشو خوب میشناسه... من همیشه میرفتم پیش دکتر یه پنادور میزد بدنم گرم میشد تا چند ماه سرما نمیخوردم! الان چند وقته نزدم همش دارم سرما میخورم.دیدم داره مرز های علم و دانش رو فرسخ ها جا به جا میکنه سریع رفتم اتوسکوپ رو برداشتم و با آبسلانگ رفتم تو حلقش.خلاصه معاینه اش کردم و دیدم عفونت گوش خارجی داره...و به خاطر همینم آموکسی کلاو بیچاره فایده ای نداشته...براش توضیح دادم که مشکلش چیه و اینکه اون بدبخت بیچاره فلک زده چرا اثر نکرده...دارو براش نوشتم و کدش رو تحویلش دادم؛ گفت:-چی نوشتی؟ پنی سیلین هست؟-نه حاج خانوم...پنی سلین فایده ای نداره..الان یک ساعت برات روضه خوندم برات آنتی بیوتیک دیگه ای نوشتم.-حالا یه دونه بده بزنیم ...بدنم گرم شه!-اگه سازنده پنی سیلین میفهمید شما برای گرم کردن بدنت ازش استفاده میکنی چه حالی میشد؟با همون داروها روونه اش کردم .بعد از چند دقیقه دیدم یه آقای مسنی با یه برگه تو دستش و یه پاکت دارو وارد اتاق شد...( مریض دیگه ای هم داخل نشسته بود ولی آن عزیز رو به
برچسب:
نویسنده: آرمان اکبری
برچسب:
نویسنده: آرمان اکبری